نمیدونم کی خوابمون برد، توی اوج خواب بودم که با صدای تو از خاب بیدار شدم. چشمات پر از اشک بود و بوسه هات بود که تند تند روی گونه م جا میذاشتی..... خاب دیده بودی،خاب از دست دادن منو... اینقدر تو خاب داد زده بودی که صدات گرفته بود.. بغلت کردم و محکم فشارت دادم، گفتم من هیچ جایی نمیرم، من برای تو به دنیا اومدم، من همینجا پیشتم تا ابد... و چشمای نا
برچسب:
نویسنده: میلاد صمیمی
تاريخ: چهارشنبه
20 تير
1397 ساعت: 17:13